خاطرات لجنی

نویسنده: م. ابطحی

داستان خاطرات لجنی با طنز تلخ و غریبی که دارد در نگاه اول روایتی ساده است از زندگی بچه‌های یک کوچه و محله. بچه‌هایی که انگار از اول همه‌چیز را اختراع می‌کنند: بازی کردن، گروه، فوتبال، یارکشی، جنگیدن و… به‌طوریکه این سطح از داستان حتی شبیه داستان‌های نوجوان است. ولی چیزی که خواندن آن را جذاب می‌کند و نو و تازه است، لایه درونی‌تری از روایت است: شکل‌گیری جامعه، تشکیلات، انقلاب، عشق، فردیت، گروه، جنگ، کینه و … جامعه‌ای که حول مرکزیت و بهانه‌ای مثل توپ و جوی لجن‌مال شکل می‌گیرد و همان‌ها معضلاتش می‌شود. رشد می‌کند و بدون اینکه مخاطب حس کند، زندگی طبقه بزرگی از مردم و طرز زیست و فکرشان را به او نشان می‌دهد. جایی از داستان می‌گوید: «شاید همه‌چیز از آن زمان شروع شد و باقی اتفاقات تنها تغییر شکل‌های کوچکی بود در طرز دویدن ما» بله همه‌چیز از همان زمان شروع شد و هرکه آمد لگدی به توپ زد و جایی را زخم کرد و دلی را تاب داد. همه‌چیز از همان‌وقت شروع شد دوست عزیز و برای همین مخاطب این کتاب، گروه سنی خاصی ندارد، فقط کافی‌ست درد را شناخته باشد.

چگونه این کتاب را به دست آورم؟

نسخه پی‌دی‌اف این کتاب را می‌توانید از این‌جا به دست بیاورید.

نسخه ای‌پاب این کتاب را می‌توانید از حساب کاربری خود روی اپلیکیشن کتاب‌خوان نبشت دانلود کنید. به یاد داشته باشید که فایل ای‌پاب این کتاب پس از دانلود به صورت اتوماتیک در کتابخانه‌ی شما روی اپلیکیشن کتاب‌خوان نبشت قرار خواهد گرفت. این کتاب به «کتاب‌های الکترونیک» شما در آرشیو حساب کاربری‌ شما در کتاب‌خوان نبشت (و نیز وبسایت نبشت) نیز اضافه خواهد شد و در صورت نیاز، می‌توانید بدون محدودیت آن را در کتابخانه‌ی حساب کاربری‌اتان دانلود کنید. به منظور رعایت قوانین کپی‌رایت و حمایت از حقوق پدیدآورندگان کتاب‌های الکترونیک، همه کتاب‌های نبشت حفاظت شده‌اند و امکان مطالعه آن‌ها فقط از طریق کتابخوان نبشت ممکن است.

دیدگاه‌ها

تاکنون برای این کتاب دیدگاهی نوشته نشده.

اولین دیدگاه درباره‌ی‌ «خاطرات لجنی» را شما بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نقد و معرفی

نوشتن این داستان در سال ۸۷ به پایان رسید و به دست ناشر سپرده شد. رفت ارشاد و بعد از سه سال برای اولین بار رد شد. سال نود و دو هم یکبار دیگر اقدام کردم که خب باز هم رد شد. خودم که داشتم این داستان را می نوشتم فکری برای انتشارش نکرده بودم و در واقع فکر نمی‌کردم اصلا شانسی داشته باشد ولی وقتی با ناشر صحبت می کردم آنها خیلی سهل و آسان در مورد مجوز گرفتن صحبت می‌کردند و کوچک اشاره‌ای هم به دوستان نزدیکشان در وزارت ارشاد می کردند. به هر حال مرا امیدوار کرده بودند و یا من به اشتباه امیدوار شده بودم. به هر حال پس از یک سکوت بلند مدت و جواب‌های سربالای وزارت ارشاد درست مصادف با تغییر دولت جواب درخواست مجوز ما هم آمد. بعد از تغییر دولت دوستان مدام سراغ رمان را از من می‌گرفتند و تاکید می‌کردند که شرایط بسیار عوض شده و بسیاری از کتاب‌ها که خواب انتشار را نمی‌دیدند حالا دارند روی پیشخوان مغازه‌ها به فروش می‌رسند و غیره و غیره . این بود که برای بار دوم کتاب غیرمجاز شد. خودم فکر می کردم تخم دو زرده گذاشته‌ام. حقیقتش را بخواهید هنوز هم همینطور فکر می کنم. آن اوایل که تازه بازنویسی رمان را تمام کرده بودم، فکر می‌کردم حداقل باید نوبل ادبیات را بابت این رمان به من بدهند. حداقل. هر چند که این حرف‌ها حالا دیگر خیلی احمقانه به نظر می‌رسد ولی خب احساس خوبی بود. به هر حال این شما و این هم داستان خاطرات لجنی.

م. ابطحی

خواننده‌ی گرامی،

این کتاب حاصل کار کتاب‌دوستانی مثل خود شماست. هدف نبشت گسترش فرهنگ کتاب‌خوانی و مهیا ساختن دسترسی برابر به کتاب سانسورنشده برای همه فارسی‌زبان‌ها در تمام جهان است. به همین دلیل،‌ نسخه‌ی الکترونیک کتاب‌های فروشی نشر نبشت به خوانندگان ساکن ایران و افغانستان در مقابل پرداخت حداقل ۵۰٪ از قیمت پشت جلد به یک سازمان خیریه و ارسال فیش پرداخت به نبشت، در اختیار آن‌ها قرار می‌گیرد. بنابراین، اگر در خارج از ایران و افغانستان زندگی می‌کنید، لطفا فراموش نکنید که با خرید کتاب از نبشت، فقط کتاب نمی‌خرید، بلکه هم در انتشار کتاب‌ بیشتر سهم می‌گیرید و هم امکان کمک مستقیم خوانندگان به سازمان‌های خیریه‌ در ایران و افغانستان را فراهم می‌کنید.

لطفا با توصیه این کتاب و معرفی اپلیکشن کتاب‌خوان نبشت به دوستان‌تان در گسترش فرهنگ کتاب‌خوانی سهم بگیرید.

اگر سوال، نظر و یا پیشنهادی دارید، لطفا با ما تماس بگیرید: [email protected]

 

دسته‌بندی عمومی

تاریخ انتشار

زبان اصلی متن

طراحی جلد

نشر نوگام

صفحه‌آرایی

نشر نوگام

قالب کتاب

فرمت دیجیتال

نویسنده

م. ابطحی