مرغابی روانی، دیوانه‌ها و دانشکده

شاعر شعرهای «مرغابی روانی…» در تنهایی خودش برای معشوقه‌اش شعر می‌گوید. حرف‌هایی که برای معشوقه‌اش می‌زند هیچ معلوم نیست به گوش آن که او می‌خواهد برسد یا نه. شاید هم اصلا مهم نباشد که برسد یا نرسد. آن‌چه شاعر می‌خواهد واگویه تلخی لحظه‌هایی است که بی‌معشوق بر او می‌گذرد. لحظه‌ها و ثانیه‌هایی که فقط خودش از میزان درد و رنج و سیاهی‌شان خبر دارد. انگار که معشوقه برای‌اش بهانه باشد و مهم نباشد دیگر شعرهایش را بخواند یا نه: «سهمِ من این نبود/ سهم من این نبود/ که پشتِ مترسک‌ها پناه بگیرم/ و برایت بنویسم/ در چارفصلِ چشم‌هایِ تو/ پروانه‌یِ خیسی نشسته است/ که تور می بافد/ و از ریسمانِ سیاه و سفید عشق/ می‌ترسد.»

چگونه این کتاب را به دست آورم؟

نسخه پی‌دی‌اف این کتاب را می‌توانید از این‌جا به دست بیاورید.

نسخه ای‌پاب این کتاب را می‌توانید از حساب کاربری خود روی اپلیکیشن کتاب‌خوان نبشت دانلود کنید. به یاد داشته باشید که فایل ای‌پاب این کتاب پس از دانلود به صورت اتوماتیک در کتابخانه‌ی شما روی اپلیکیشن کتاب‌خوان نبشت قرار خواهد گرفت. این کتاب به «کتاب‌های الکترونیک» شما در آرشیو حساب کاربری‌ شما در کتاب‌خوان نبشت (و نیز وبسایت نبشت) نیز اضافه خواهد شد و در صورت نیاز، می‌توانید بدون محدودیت آن را در کتابخانه‌ی حساب کاربری‌اتان دانلود کنید. به منظور رعایت قوانین کپی‌رایت و حمایت از حقوق پدیدآورندگان کتاب‌های الکترونیک، همه کتاب‌های نبشت حفاظت شده‌اند و امکان مطالعه آن‌ها فقط از طریق کتابخوان نبشت ممکن است.

0.00

دیدگاه‌ها

تاکنون برای این کتاب دیدگاهی نوشته نشده.

اولین دیدگاه درباره‌ی‌ «مرغابی روانی، دیوانه‌ها و دانشکده» را شما بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نقد و معرفی

«مرغابی روانی، دیوانه‌ها و دانشکده»، یادمانِ سرکشی‌ها و سرگشتگی‌های دیوانه‌ای از دیوانه‌های پُرشورترین دانشکده‌ی جهان است. دانشکده‌ای که نَه «نانتری» بود، نَه در «سوربُن» و ماه و سالی که نَه مِی بود و نَه ۱۹۶۸؛ با این همه، من دیدم، ما دیدیم «دانیل کوهن بندیت» را که به احترامِ ما، به احترامِ آن همه دیوانه، سَر فرود آورد... «پُمپیدو» با لبخند و با کُلاهی به گشادیِ «رِفورم» بازگشته بود؛ دیوانه‌های دانشکده امّا کُلاه سَرِشان نمی‌رفت و نرفت. با مُشتِ‌شان به دیوار و چاقویِشان در جیب، می‌نوشیدند، می‌کشیدند، می‌خواندند و می‌خندیدند به ریش بی‌ریشه‌ی «اصلاحات» که نه تکیه‌شان به بادهای هرزه‌ی دیروز بود و نه به دیوارِ کَجِ «گرافین»های امروز؛ و دود می‌شدند با علفِ «آنارشی» و رود می‌شدند با کِشمِشِ ۵۵ و نابود می‌شدند: مَنگِ بَنگِ بادهای شمال؛ کتابخانه‌هایِ سیّاری که اَنگِ «لُمپَن» را به جانِ شیفته می‌خریدند امّا تَن به تُفِ سربالای شیک‌اندیشیِ بورژوازی و گُه‌کاریِ خرده‌بورژوای تدارکاتچی نمی‌دادند. کوهپایه‌های سرشار از تمشکِ وحشی در مِه که مَست می‌کردند و «کمیته‌های انظباطی» به تُخمِشان هم نبود که عشقی اگر بود زیر آن درختانِ پرتقال بود در نَمِ باران و نَمِ‌ نشئگیِ علف و فریادی اگر بود، سُرخ بود و از آنِ آن حنجره‌ها... «مرغابیِ روانی...» تُحفه‌ایست عشق‌آورد، پیشکشِ «اَژدر»، قهوه‌چیِ کافه‌ی متروکِ رو به روی دانشکده، خرس‌اِشکَمی با قلبِ گنجشگک، مَرامنامه‌ی آخر با یک سماور، یک قوری شکسته و تنها دو دست استکانِ لَب‌پَر، رفیقِ دَنگِ دیوانه‌های دانشکده که قهوه‌ترین قهوه‌های کافه‌ترین کافه‌های جهان به گردِ پایِ چایِ بی‌رنگَش نمی‌رسید! * «چه خواستنی‌ست ماه وقتی تو نیستی؛ من مردِ شنیدنِ صبحَت به خیر نیستم به من بگو شَب خوش! باید بخوابَم باید بخوابَم باید به کافه برگردم میزها را بچینم لیوان ها را پُر کنم چراغ را روشن؛ برای آوازه‌خوان و رقاصّه‌هایی که می‌آیند برای مشتریانِ شبانه‌اَ‌م گُلفروش‌هایی که شکستند: دیوانه‌هایِ دانشکده! برای دزدها و دوستانِ آدمکُشَم برای تو برای کسانی که در قلبِ من قدم می‌زنند.»

علی مرتضوی فومنی

 

خواننده‌ی گرامی،

این کتاب حاصل کار کتاب‌دوستانی مثل خود شماست. هدف نبشت گسترش فرهنگ کتاب‌خوانی و مهیا ساختن دسترسی برابر به کتاب سانسورنشده برای همه فارسی‌زبان‌ها در تمام جهان است. به همین دلیل،‌ نسخه‌ی الکترونیک کتاب‌های فروشی نشر نبشت به خوانندگان ساکن ایران و افغانستان در مقابل پرداخت حداقل ۵۰٪ از قیمت پشت جلد به یک سازمان خیریه و ارسال فیش پرداخت به نبشت، در اختیار آن‌ها قرار می‌گیرد. بنابراین، اگر در خارج از ایران و افغانستان زندگی می‌کنید، لطفا فراموش نکنید که با خرید کتاب از نبشت، فقط کتاب نمی‌خرید، بلکه هم در انتشار کتاب‌ بیشتر سهم می‌گیرید و هم امکان کمک مستقیم خوانندگان به سازمان‌های خیریه‌ در ایران و افغانستان را فراهم می‌کنید.

لطفا با توصیه این کتاب و معرفی اپلیکشن کتاب‌خوان نبشت به دوستان‌تان در گسترش فرهنگ کتاب‌خوانی سهم بگیرید.

اگر سوال، نظر و یا پیشنهادی دارید، لطفا با ما تماس بگیرید: [email protected]

 

دسته‌بندی عمومی

تاریخ انتشار

زبان اصلی متن

طراحی جلد

نشر نوگام

صفحه‌آرایی

نشر نوگام

قالب کتاب

فرمت دیجیتال

نویسنده

سیدعلی مرتضوی فومنی

ناشر

نشر نوگام